همنوایی عجیب انقلابی نماها و براندازان علیه قالیباف!

سالیانی دراز است که افتخار حضور و خدمت در رکاب این مرد بزرگ را داشتهام؛ از خاکریزهای جبهه دفاع مقدس به عنوان مسئول تبلیغات لشکر، تا معاونت هنری در نیروی زمینی سپاه، از روزهای پرالتهاب و سازنده در نیروی هوافضا، تا مدیریت سینمایی در فراجا و پس از آن در روزهای پرکارِ شهرداری تهران.
در تمام این سالها و در کوران آزمونهای سخت، به جرئت و از روی شناختی عمیق میگویم که دکتر محمدباقر قالیباف را در اخلاص، تعهد، دینداری، ولایتمداری و عشق به وطن، کمنظیر و بلکه بینظیر یافتهام.
طنز تلخ روزگار و هجمههای ناجوانمردانه
با چنین شناختی، وقتی امروز به هجمههای ناجوانمردانه علیه این شیرمردِ عرصه میدان و سیاست نگاه میکنم، طنز تلخ روزگار بیشتر نمایان میشود. بیهیچ اغراقی، یک تار موی این فرماندهِ میدانها، بر سران قدرتمندترین ارتشهای جهان و کوتولههای سیاسیِ عافیتطلبِ داخلی و خارجی شرف دارد؛ همان بیهنرانی که در میانه نبرد، کثیفترین پروژههای ترور شخصیتی را علیه او به راه انداختهاند.
معمار خاموش اقتدار و امنیت
بگذارید از زاویهای سخن بگویم که خود از نزدیک در نیروی هوافضا شاهد آن بودهام. آنانی که امروز در امنیتِ کامل نشستهاند و تیغ تخریب برکشیدهاند، گویی فراموش کردهاند که پایههای اقتدار و بازدارندگی امروزِ ایران، ریشه در دوراندیشی و مدیریت جهادی او دارد.
در دورانی که وی فرماندهی نیروی هوایی سپاه را بر عهده داشت، با درایتی بینظیر و با همافزایی با نوابغی چون سردار شهید حسن طهرانیمقدم، بنیه دفاع موشکی ایران را چنان پایهگذاری و تقویت کرد که امروز، تکیهگاه امن ملت و کابوس ویرانگر دشمنان قسمخورده این آب و خاک شده است.
توسعه زیرساختهای هوافضا و شهرهای موشکی، یادگار استراتژیک او و همرزمانش است؛ قدرتی که اگر نبود، همین مدعیان امروز و دشمنان خارجی، به جای لجنپراکنی رسانهای، خاک این کشور را به توبره کشیده بودند.
آماج یک تهاجم همهجانبه و سهگانه
امروز اما او آماج یک تهاجم همهجانبه و سهگانه است. جریانی که از سه سو برای تخریب این سد استوار همقسم شدهاند:
اول: جریان رقیب که برای پیروزیهایی جشن میگیرد که بار سنگینِ مسئولیت و زیرساختهایش، پیشتر بر شانههای ستبر سردار قالیباف استوار شده است.
دوم: انقلابینماهای افراطی (دوستانِ بهظاهر سوپرانقلابی) و مدعیان دروغین که بزم باشکوهی برای تخریب و تخطئه او به پا کردهاند.
سوم: براندازان، دشمنان قسمخورده ایران و رسانههای معاند که تمام همت خود را صرف پمپاژ شبانهروزی تبلیغات مسموم علیه او کردهاند.
ایستادگی در جبهه دیپلماسی و سیاست
تاریخ، گواه صادقی است و روزی خواهد نوشت که «حاج باقر»، پس از عروج ملکوتی امام شهید (ره) و شهادت همرزمان و فرماندهانش، چگونه مردانه در خط مقدمِ خدمت و امنیت ایستاد و بارها تا مرز شهادت پیش رفت.
آنگاه که زمان دیپلماسی، سیاستورزی و تقابل در عرصه بینالملل فرا رسید، علیرغم میل باطنی و با شجاعتی مثالزدنی، بار مسئولیت را پذیرفت. او در برابر دشمنان و قاتلانِ همرزمان و برادر شهیدش ایستاد تا دستاوردهای خونین و مقدس میدان را به اسناد محکم سیاسی و حقوقی برای اعتلای ایران بدل سازد. در این مسیر پرخطر، همچون کوهی استوار در برابر تندباد تهمتها ایستاد و دم برنیاورد؛ تنها به این امید که حق ملت خویش را بستاند و باری از دوش نظام بردارد.
آنکس که باید ببیند، میبیند...
او که پرورشیافته مکتب شهادت است، همچون رفیق شهیدش (حاج قاسم)، بر این باور قلبی و قرآنی استوار است که: «آنکس که باید ببیند، میبیند.»
بیشک، گرد و غبار این نامردمیها فرو خواهد نشست و تاریخ، این اسطوره خدمت، کارآمدی و جهاد را سربلند و روسپید خواهد کرد.





